خدايا، حکمت قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن،


تا درهايي را که به سويم مي گشايي، ندانسته نبندم

و درهايي که به رويم مي بندي ، به اصرار نگشايم

یامَن اِسمُهُ دَوا وَ ذِکرُهُ شَفاء


تا سنگِ صبورِ این دل در به دری

   از حالِ منِ شکسته دل، با خبری

        آهسته بیا ،دلم نفهمد که توئی

           حالا که تو از کوچه ی ما می گذرد..